برشی از کتاب

اگر از کتابی سوالی بپرسید، خود باید به آن پاسخ دهید. از این نظر کتاب مثل طبیعت و دنیاست. وقتی از آن سوالی میکنید به اندازهای که خودتان تحلیل و تفکر کنید به شما پاسخ خواهد داد. (چگونه کتاب بخوانیم – صحفه ۳۴)
علت به خواب رفتن مردم هنگام خواندن کتابهای خوب این نیست که آنها دوست ندارند برای فهمیدن آنها کوشش کنند، بلکه آن است که نمیدانند چگونه کوشش کنند. کتابهای خوب در سطحی بالاتر از ذهن شما قرار دارند و خستهکننده خواهند بود، مگر اینکه ذهن خود را توسعه داده و خودتان را تا سطح کتاب ارتقاء دهید. (چگونه کتاب بخوانیم – صحفه ۷۲-۷۳)
کودکان سوالهای جالبی میکنند. «چرا انسان وجود دارد؟» «چرا گربه اینگونه رفتار میکند؟» «اولین اسم دنیا چیست؟» «آیا خداوند برای خلق دنیا دلیل دارد؟» اینها سوالاتی است که بچهها میپرسند. هرچند این پرسشها ممکن است کاملا خردمندانه نباشد ولی حداقل نشان میدهد که کودکان در جستوجوی پاسخهای خردمندانه هستند. به قول ارسطو سرمنشاه فلسفه تعجب است. (چگونه کتاب بخوانیم – صحفه ۳۳۵)
اگر کتابهایی را که در حد ظرفیت شما هستند و آنها را به خوبی میفهمید بخوانید، پیشرفتی نخواهید داشت. باید به کتابهایی دست بزنید که خارج از قدرت شما باشند یا همان طور که قبلا گفتیم بیش از قدرت فهم شما باشند. تنها این گونه کتابها میتوانند فکر شما را گسترش بدهند. شما چیزی نخواهید آموخت مگر آنکه دامنه فکرتان را گسترش دهید. (چگونه کتاب بخوانیم – صحفه ۴۱۳)